ورود / عضویت

تا در خرابه باز شد نیمه شب(روضه)-بنی فاطمه

حجم فایل : 10 مگابایت
 
روضه جانسوز حضرت رقیه (س) | حاج سید مجید بنی فاطمه - شب سوم فاطمیه دوم1396
 
 
دانلود
متن اشعار
تا در خرابه باز شد نیمه شب
فهمیدم تعبیر رویای منی
هرکی هرچی که میخواد بزار بگه
توی تشتم باشی بابای منی
با لباس پاره ام دخترتم
من میخواستم که به آغوشت بیام
از سرم زیاده ولی سرتم
بخدا خسته شدم ازین که هی
شب بلزم و روزا تب بکنم
کاش خبر میدادی که داری میری
یکم اینجا رو مرتب بکنم
بگو از چی بگم از کجا بگم
اخه فرصت کمه و حرفا زیاد
ارزوم بود مثل مادرت بشم
فک کنم موی سفید بهم میات
خوب نگاه کن همچی عوض شده
بدنا سیاه و مو سپید شده
کار دنیا رو میبینی بابا جون
رفتی و همسایه یزید شدیم
من نمیتونم بخوابم نه بشینم
نه که راه برم چند قدم
واسه دلخوشی عمه الکی خودمو به خواب زدم
اره اونجا بود که مارو میزند
دقیقا کنار نیزه میزند
تا که اومدم بگم عمو کجاست
یکی سیلی زد و گفت اینم عموت
از مدینه یاد گرفتن همشون
اهل بیتو توی کوچه میزدن
باشه اصلا همه ی ما خارجی
اینا با چه دینی بچه میزدند
نمی دونی که به چه مصیبتی
از تو بازار و تو کوچه رد شدم
خیلی چیزا یاد گرفتم این روزا
وضوی جبیره هم بلد شدم
وقتی که تاولا سر باز میکنن
دیگه آب وضو آتیشه برام
خشتی که یه ماه بالشم شده
آخرش سنگ لحد میشه برام
دستی پلید لاله ی گوش مرا درید
دیگر صدای عمه به گوشم نمیرسید

نظر خود را اضافه کنید.

0
  • هیچ نظری یافت نشد