ورود / عضویت
تو اون شلوغی ها تو خیمه ها ترسیدم (زمینه) - حسین طاهری تو اون شلوغی ها تو خیمه ها ترسیدم (زمینه) - حسین طاهری
0
تو اون شلوغی ها تو خیمه ها ترسیدم (زمینه) - حسین طاهری تو اون شلوغی ها تو خیمه ها ترسیدم (زمینه) - حسین طاهری
حجم فایل : 12.5 مگابایت
 
 
دانلود
متن اشعار
تو اون شلوغی ها تو خیمه ها ترسیدم
تو اون سر و صدا از خستگی خوابیدم
خواب می دیدم مدینه توی خونه مون
کنار عمه زینبم ، امام نسوخته معجرم
خواب می دیدم هنوز بابام کنارمه
دستام تو دستای عمو ، اما نسوخته پیکرم
بابام بهم گفت رقیه الهی عروس شی دختر من
گفتم بابا الهی بمون همیشه سایه ت رو سر من
بابا بابا ؛ بابا بابا
تو اون بیابونا تو راه شام ترسیدم
رو ناقه بودم و از خستگی خوابیدم
دیدم تنها عمه نبود کنار من
قافله رفته بود و من موندم و ستاره ها
خواب می دیدم رو پای مادر توام
دیدم شبیه مادرت شدم با این کبودیا
اما رسید زجر نامرد ؛ با سیلی از خواب پریدم
سربسته میگم از اون شب جایی رو بابا ندیدم
بابا بابا ؛ بابا بابا
خرابه سرده و جونی ندارم امشب
با گریه خوابیدم رو پای عمه م زینب
خواب می دیدم زخمی نمونده رو تنم
وصله نداره پیرهنم ، قوت گرفته این چشام
خواب می دیدم داداش علی م کنارمه
تاول نمانده رو تنم ، همبازی فرشته هام
پریدم از خواب و دیدم ، سرت تو طشت طلا بود
دیدم رگای گلوتو این آخر ماجرا بود
بابا بابا ؛ بابا بابا