ورود / عضویت

ببخش منو حالا که اومدی (روضه) - اکبری

حجم فایل : 22 مگابایت
 
 
دانلود
متن اشعار

ببخش منو حالا که اومدی
اگه یه خورده نامرتبم
منو بخر آخه با گریه هام
مزاحم رباب و زینبم
تو رفتی و نگفتی دخترت
تو صحرا بی بابا چی کار کنه
وقتی که دامنش آتیش گرفت
چطوری تو خارا فرار کنه
بابا بهم تو این سفر چه بد گذشت
دشمن تو دستمو وقتی بست
گفتم بهش که به عموم میگم
یه جوری زد که دندونم شکست
قصد دارم که پذیرایی جانان بکنم
جان خود خرج پذیرایی مهمان بکنم
شهر را با قدمت پر ز بوی سیب کنم
هر چه آمد به سرم را همه تکذیب کنم
خبرش آمده پیشم خبرت کرده کسی
حرف هایی زده پر درد سرت کرده کسی
از گرفتاری و از زخم و لگد گفته به تو
حرف هایی که نباید بزند گفته به تو
جان به قربان تو بابا نکند غم بخوری
ای جگر گوشه ی زهرا نکند غم بخوری
نکند هر چه که او ساخته باور بکنی
پای این شایعه ها دیده ی خود تر بکنی
حال من خوب تر از خوب تنم بی درد است
بی هوا مشت نخوردم دهنم بی درد است
چادر قیمتی ام را به روی سر دارم
فکر معجر نکنی معجر بهتر دارم
بابا تو که رفتی به سرم دست نوازش آمد
نکند فکر کنی موی سرم کش آمد
بابا هر زمان وقت غذا بود غذا میدادند
کاسه آب به دست اسرا میدادند
بابا ناقه رفتنم از چهار طرف حائل داشت
حرف عریان شدنش را نزنی محمل داشت
پرده محمل ما هیچ نرفته است کنار
به خدا پوشیه ها هیچ نرفته است کنار
بابا به عمویم برسان که سر و سامان دارم
لب من گرچه بریده شده دندان دارم
برسان بین شلوغی پر من دست نخورد
به بزرگیش قسم معجر من دست نخورد
گرچه جاماندم از آن قافله اما حل شد
زود بخشید مرا زجر همانجا حل شد
نکند فکر کنی ناقه زمینم زد و رفت
یا که دستی به رخم سیلی محکم زد و رفت
زجر در دور و برم نیست خیالت راحت
جای پا رو کمرم نیست خیالت راحت
شامیان دور و بر ما همه در تاب و تب اند
کوچه هاشان همه خلوت همه اهل ادب اند
سر ما ساکت و آرام فقط گل بارید
سنگ نه از روی هر بام فقط گل بارید
بابا چه کسی گفته که ما راهی ویرانه شدیم
همگی وارد یک خانه شاهانه شدیم
بالش زیر سرم سنگ نه بابا پر قو ست
مشکل جدی من مشکل درد زانوست
ندویدم به بیابان به تنم خار نرفت
عمه جانم طرف مجلس اقیار نرفت
از سکینه عهدی حرف نزد
باور کن به جسارت عهدی حرف نزد
دل آزرده من راز مگو میگوید
خاطرت جمع که غساله مرا میشوید

دارم غسل میت میدم خیلی ساله
ندیدم تا امروز مثل این سه ساله
آخه این همه درد براش خیلی زوده
چی بوده مریضیش همه جاش کبوده
بمیرم الهی چه دردی کشیده
مگه چند سالش بود که قدش خمیده
موهای سرش که یا ریخته یا سوخته
همین چندتایی هم که مونده سفیده
این طرف صورت اگر سیلی جای دسته
سرش ولی خورده کجا که اون طرف شکسته
آروم آب بریزید رو زخماش نپاشه
میترسم دوباره سر زخما واشه
آخه جای سالم رو جسمش نمونده
همه استخوناش رو ضربه شکونده
پر از جای نیزه است روی دست و بازوش
برای چی کبوده پای چشم و ابروش
آخه طفل معصوم گناهش چی بوده
گمونم که ضرب لگد خورده پهلوش

این طناب و بی خبر نکش
سر من داد اینقدر نکش
موهامو از پشت نکش
مگه خودت دختر نداری
که سر به سر با من میزاری

نظر خود را اضافه کنید.

0
  • هیچ نظری یافت نشد