ورود / عضویت

بازم با همین موی خاکستری (غزل روضه) - مقدم

حجم فایل : 5.7 مگابایت
 
 
دانلود
متن اشعار

بازم با همین موی خاکستری
تو از دخترت داری دل میبری
بابا جون بهم قول بده خیلی زود
دوباره برام روسری میخری
لباس تنم پاره پاره شده
میبینی لباسم شده نخ نما
سر و وضعمون نامرتب شده
که اینجور مردم میخندن به ما

بابا سر شب دهترای شامی اومده بودن باهم بازی میکردن تا من رفتم جلو یکیشون گفت این بچه رو بازی ندید این یتیمه بابا نداره

میزاشتی برات آب و جارو کنم
چه خوشحالم امشب من از دیدنت
چقدر لحظه هارو شمردم بابا
برای یه بار دیگه بوسیدنت
بابایی بابایی بابایی حسین
نبودی ببینی چی اومد سرم
کبودی گرفته همه جونمو

آخه هر جا گفتم حسین با لگد زدن ، هر جا گفتم بابا با تازیانه زدن ، هر جا گفتم عمو عباس با سیلی تو صورتم زدن

نبودی ببینی چی اومد سرم
کبودی گرفته همه جونمو
همونا که با سنگ تورو میزدن
همونا شکستن دندونمو
یه جاهایی اینقدر برام سخت بود
که داشتش میشد جونم از تن رها
یه بازاری داشتن میبردن منو
که میرفتن اونجا فقط برده ها
یه جاهایی از ناقه افتادمو
یه چند بار عقب موندم از قافله
چه زجری کشیدم من از دست زجر
چه دادی سرم میکشید حرمله
بابایی بابایی بابایی حسین
شدم دست و پا گیر این قافله

هر جا میخواستن منو بزنن عمم میومد خودشو سپر میکرد

شدم باعث زحمت خواهرت
منو خوب نگاه کن برات آشناس
روی صورتم جای انگشتر
چه شب ها که با ناله های رباب
شبامو تو ویرونه کردم سحر
چه شب ها که رفتم گرسنه بخواب
چه روزا که شلاق خوردم پدر
یه لطفی کن امشب تو در حق من
ببر با خودت این کتک خوردتو
بابا بزار تا که هستی در آغوش من
ببوسم لبای ترک خوردتو

نظر خود را اضافه کنید.

0
  • هیچ نظری یافت نشد